شنبه 27 مهر 1398

ژانر وسترن بر اساس نظریه مؤلف در فیلم «برادران سیسترز»: مطالعه‌ای بر پیرنگ و شخصیت‌پردازی

وسترن، با صدای اودیار

  • 13 خرداد 1398
  • 12:28
  • پرونده
  • نویسنده : اسدالله غلامعلی
  • 0 دیدگاه
  • 43 بازدید
  • Article Rating
وسترن، با صدای اودیار

ژانر وسترن از مشهورترین و قابل تشخیصترین ژانرهای سینمایی است و سرآغاز این ژانر را فیلم سرقت بزرگ قطار می‌دانند. هیچ ژانری به اندازه وسترن برای اهالی سینما و حتی مخاطبان معمولی قابل تشخیص نیست. عناصری بیرونی و قابل رؤیت همچون بیابان‌های آمریکا، زندگی سرخ‌پوستان، اسب، ششلول و ششلول‌بند، کلانتر و غیره برای هر تماشاگری یادآور ژانر وسترن است، اما معنا و مفهوم وسترن در این عناصر خلاصه نمی‌شود. ژانر علاوه بر مشخصه‌های بیرونی یک یا چند عنصر درونی دارد که روح حقیقی وسترن هستند و عناصر بیرونی را پدید میآورند. وسترن یعنی روح و تمدن غرب؛ فرهنگ و بافت سرزمینی که تاریخ و امضای خودش را دارد. از طرف دیگر به دلیل این‌که فیلم ژانر بیش از آن‌که به سینماگر وابسته باشد، به تهیه‌کننده و فرهنگ عامه متکی است، وجوه زیباشناسانه و جامعه‌شناختی آن به یک اندازه اهمیت دارد، اما فیلم‌سازان مؤلف بسیاری تلاش کردند قواعد ثابت‌شده سینمای ژانر را در هم بشکنند و فیلم ژانر را بر اساس اصول و مشخصه‌های خودشان بسازند. به نظر می‌رسد ژاک اودیار که فیلم‌ساز صاحب سبکی است و نویسنده اکثر کارهایش بوده، فیلم وسترن برادران سیسترز را بر اساس الگوهای روایی و سینمایی خودش ساخته است. مفهوم ژانر از پیچیده‌ترین و چالش‌برانگیزترین مفاهیم ادبی و سینمایی است. هالیوود مهم‌ترین سیستمی است که نه‌تنها ژانر و قواعد سینمایی متعددی را تولید کرده است، بلکه در تحول آن‌ها نقش محوری دارد. در واقع هالیوود، این مبدع ژانر سینمایی، همواره و به طور جدی سلیقه‌های مخاطبان را مورد مطالعه قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، ژانر و سینمای ژانر پیش از آن‌که به سینماگران وابسته باشد، به فرهنگ مردم و دیدگاه استودیوها و تهیه‌کنندگان بستگی دارد. از همین رو این ادعا اغراق نیست که ژانر نمی‌میرد. چون یک فرهنگ نمی‌میرد. فرهنگ می‌تواند ضعیف و نحیف شود، ولی هرگز به طور کامل نابود نمی‌شود.

نظریه مؤلف نقطه مقابل سینمای ژانر است. این تئوری بیش از آن‌که به گیشه و مسائل مالی و هم‌چنین فرهنگ عامه توجه داشته باشد، به مهارت فیلم‌ساز در کارگردانی و اجرای فیلمنامه توجه دارد و فیلم را حاصل جهان‌بینی و نظرگاه کارگردان به عنوان مرکز ثقل فیلم می‌داند. نظریه مؤلف در راستای مقاله فرانسوا تروفو که یکی از منتقدان پرشور کایه‌دو سینما بود، بر ضد پاپابزرگ‌های فرانسوی که بر سینمایی موسوم به سنت کیفیت پافشاری می‌کردند، شکل گرفت. دیوید بردول معتقد است منتقدان کایه‌دو سینما ابتدا سنت کیفیت را مورد حمله قرار دادند و از آن به عنوان سینمای فیلمنامه‌نویس و سینمایی که فاقد اصالت مؤلف‌گرایی است، نام بردند. در دهه 40 و 50 که استودیوهای سینمایی و تهیه‌کنندگان قواعد و در واقع اصالت فیلم را تعیین می‌کردند، منتقدان کایه‌دو سینما سردمدار انقلابی در جهت دفاع از کارگردان به عنوان سازنده اصلی و نهایی فیلم شدند. مؤلف واقعی همان‌طور که الکساندر آستروک در مقاله دوربین – قلم نشان می‌دهد، کارگردانی است که به کمک دوربین فیلم را روایت می‌کند. نظریه مؤلف نقطه مقابل سینمای ژانر است و فیلم‌های مؤلفان سینمایی از قلب و ذهن کارگردانان زاده می‌شوند، نه اصول و قواعد شرکت‌ها و تهیه‌کنندگان. بریس گوت در این‌باره گفته است که تروفو هنگام برداشتن علم دفاع از مؤلف فیلم، اتور(نویسنده) را مخالف متورانسن معرفی می‌کند که فقط تصاویری را به متن ادبی می‌افزاید و اصلاً دغدغه افزودن بعدی جدید از معنا به آن را ندارد. بنابراین مؤلف واقعی یک فیلم، زبان سینما را کشف می‌کند و با آن با تماشاگران حرف می‌زند، نه به زبان ادبی یا هر زبانی غیر از زبان سینما. در جدول زیر نظریه ژانر و نظریه مؤلف با هم مقایسه شده‌اند.

 

بررسی تطبیقی

نظریه ژانر

نظریه مؤلف

کارکرد اجتماعی

  •  
  •  

کارکرد سبکی

  •  
  •  

مخاطب

عامه‌پسند

نخبه‌پسند

 

 

 

 

 

برادران سیسترز آخرین ساخته ژاک اودیار، شمایلی نو از یک فیلم وسترن است. فیلم وسترن همچون بسیاری از ژانرهای دیگر به شیوه‌های متعدد و از سوی کارگردانان مختلف همچون برادران کوئن، کلینت ایستوود و کوئنتین تارانتینو احیا شده است. برادران سیسترز را که از رمانی به همین نام اقتباس شده است، کارگردانی ساخته که نه برساخته سیستم هالیوود است و نه تا امروز فیلمی بر اساس الگوهای ژانریک ساخته است. فیلم‌های اودیار معمولاً در قالب سینمای هنری، مدرن، پست‌مدرن و البته فیلم‌هایی بر اساس نگره مؤلف قرار می‌گیرند. در نوشتار حاضر علاوه بر نگاه اجمالی به مفهوم ژانر و نظریه مؤلف، فیلم برادران سیسترز از این دو نظرگاه مورد مطالعه قرار گرفته است.

 

پیرنگ

وسترن از یک پیرنگ کلاسیک و البته کلیشه‌ای برخوردار است. در واقع همه ژانرها  از کلیشه بهره می‌برند؛ مخاطب نوع روایت، قهرمان و حادثه‌ها را از قبل پیش‌بینی میکند و فقط به دیدن داستان‌های جدید می‌نشیند. در واقع ژانر و ژانر وسترن بر پایه یک زیربنای کلیشه‌ای ساخته شده است. این کلیشه‌ای بودن از نظر سینماگران و نظریه مؤلف یک ضعف به شمار می‌آید، ولی در نظر بسیاری از منتقدان نقطه قوت ژانر محسوب می‌شود. برادران سیسترز یک وسترن اودیاری است، نه وسترن کلیشه‌ها. در ظاهر امر همه مؤلفه‌های آن را از جمله سفر قهرمان، تیراندازی، جدال، خشونت، نمایش تضاد تمدن و توحش، دگرگونی قهرمان، روابط علت و معلولی، مسائل اخلاقی و انسانی و غیره داراست، اما اودیار بر اساس همان کلیشه‌های سابق توانسته است اصول و بنیان فکری خود را جایگزین کند. نخستین تفاوت مسئله پیرنگ برادران سیسترز تصادفی بودن برخی وقایع است. به عنوان مثال سکانس پایانی، زمانی که چارلی و ایلای خود را برای یک مبارزه طولانی و سخت آماده می‌کنند، با یک جنازه روبه‌رو می‌شوند و درنتیجه فیلم بدون خون و خون‌ریزی پایانی در فیلم‌های وسترن به پایان می‌رسد. چنین صحنه‌ای در پایان فیلم الگوی پیرنگ را که در بسیاری از فیلم‌های وسترن بر اساس الگوی نجات در آخرین لحظه است، به بازی می‌گیرد؛ چارلی و ایلای نجات پیدا می‌کنند، ولی به صورت شانسی و البته خنده‌دار. چنین پایانی یادآور پایان فیلم محدوده کنترل است که جیم جارموش قهرمانش را به شکلی باورنکردنی و غیرقابل پیشبینی وارد یک پادگان نظامی می‌کند. علاوه بر این، برادران سیسترز به طور تصادفی به دست وارم دستگیر می‌شوند و از سوی وارم ترغیب می‌شوند به جست‌وجوی طلا بپردازند. پیچش‌های متعدد داستان چارلی و ایلایِ قاتل را به جویندگان طلا تبدیل می‌کند؛ اتفاقی که غیرقابل ‌پیش‌بینی است؛ درحالی‌که مخاطب پیرنگ فیلم وسترن را پیش‌بینی می‌کند. در واقع در این فیلم با پیرنگ آشنا و کلاسیک فیلم وسترن، از قواعدی همچون وحدت سه‌گانه، قطعیت، عقلانیت، ضرورت در علیت در کنار عناصر روایی تثبیت‌شده فیلم وسترن شوخی می‌شود. به عنوان مثال، فیلم لبریز از موقعیت‌های طنز، دیالوگ‌ها و کنش‌های خنده‌دار است که هیچ نسبتی با ژانر وسترن ندارند و زمانی که با فضای خشن فیلم مماس می‌شوند، فضا و لحنی پست‌مدرنیست خلق می‌کنند.

 

شخصیت‌پردازی

وسترن به عنوان یک ژانر کلاسیک، شخصیت‌پردازی کلاسیکی دارد. قهرمان و قهرمان‌باوری و هم‌چنین جدال خیر و شر یعنی پروتاگونیست و آنتاگونیست از شاخصه‌های معروف ژانر وسترن است. چهره‌هایی آشنا و تیپیکال مانند کلانتر، قهرمان، موانع قهرمان از جمله آنتاگونیست و هم‌چنین یک شخصیت زن در حاشیه و انزوا از شخصیت‌های معروف فیلم وسترن هستند. وسترن رویارویی دو قهرمان خوب و بد است؛ قهرمانانی که برای بقا دوئل میکنند و معمولاً اخلاقی هستند. برادران سیسترز از چنین الگویی آشنایی‌زدایی می‌کند؛ اگرچه هرمن کرمیت وارم به نظر می‌رسد، اما به مرور مخاطب متوجه می‌شود که آنتاگونیست‌ها خود شخصیت‌ها هستند؛ ایلای و چارلی قبل از هر کسی با خودشان درگیرند. برادران سیسترز به جای قهرمان، ضدقهرمان دارد که شکلی دیگر از قهرمان است و در روایت‌های مدرن دیده می‌شود. در وسترن درگیری آخرالزمانی یا دوئلی سرنوشت‌ساز بین قهرمان شرور یا شرورها یا به طور کلی آدم بد فیلم رخ می‌دهد، ولی در برادران سیسترز ایلای و چارلی با هرمن هم‌دست می‌شوند و حتی تحول پیدا می‌کنند.

با معرفی شخصیت چارلی و ایلای در شب  مشخص می‌شود که برادران سیسترز قرار است از وسترن و قواعد آن تخطی کند. چارلی و ایلای قاتل‌هایی هستند که در ازای پول آدم می‌کشند. قطعاً آن‌ها قهرمانانی نیستند که از حق و عدالت حرف بزنند. در فیلم وسترن، جدال بین تمدن و توحش صورت می‌گیرد و قهرمان نقطه مرکزی چنین تقابلی است. تامس شاتز معتقد است تصویر قهرمان وسترن به منزله چهره‌ای متضاد و مظهر توحش و تمدن است و این رکن اساسی ژانر به حساب می‌آید. در فیلم برادران سیسترز به ظاهر دو قهرمان وجود دارد، ولی در حقیقت چارلی و ایلای دو رویه یا دو صورت یک قهرمان وسترن هستند. ایلای نماد تمدن و چارلی مظهر توحش است. چارلی تا پایان فیلم، یعنی تا زمانی که دستش قطع می‌شود، نماد توحش است، ولی ایلای در طول فیلم تلاش دارد چارلی را قانع کند که شغل جدید برای خودشان دست‌وپا کنند. سرانجام این ایلای است که به عنوان نماد تمدن دست چارلی را که مظهر توحش است، قطع می‌کند تا آن‌ها از توحش و زندگی بربری به سوی زندگی متمدنانه سوق پیدا ‌کنند و به خانه باز گردند. قهرمان وسترن در طول تکامل مدام صیقل خورده است و تغییرات فراوانی کرده است. مقایسه وسترن‌های دهه 30 با دهه‌های 40 و 50 و وسترن در سینمای معاصر مهر تأییدی بر این ادعا هستند و این تغییر و تکامل و به طور کلی انعطاف‌پذیری ژانر، موجب ماندگاری آن شده است. اودیار قهرمانانش را روان‌کاوی می‌کند و جهان درونی آن‌ها را به چالش می‌کشد. آن‌ها بیش از آن‌که با جهان پیرامون در تناقض باشند، با گذشته و پیشینه خود مبارزه می‌کنند. ایلای مدام خواب پدر را می‌بیند و از لحاظ ذهنی به مهربانی و وجود یک زن نیازمند است. از طرف دیگر، پیرنگ‌های مرسوم در ژانر وسترن شامل میهن‌پرستی، انتقام، شرافت، گناه و غیره است، درحالی‌که در برادران سیسترز مسئله گناه، میهن‌پرستی و حتی انتقام به چشم نمی‌خورد، بلکه بارزترین مسئله همان تقابل بربریت و زندگی متمدنانه است. قهرمان اودیار صاحب آن بیش اخلاق‌گرایانه و آرمان‌خواهانه نیست و خسته به نظر می‌رسد؛ قاتلی است که در ازای طلا دستانش را از دست می‌دهد و سرانجام همچون کودکی نوپا به آغوش مادر پناه می‌برد. علاوه بر چارلی و ایلای، اودیار شخصیت زنی نامتعارف ارائه کرده است. شخصیت زن معمولاً در فیلم وسترن نه قهرمان است و نه ضدقهرمان. حضور او در فیلم اندک است، اما همواره به چشم می‌آید. در فیلم برادران سیسترز دو نوع شخصیت زن وجود دارد. نخست، زنی روسپی که ایلای مانند مردان دیگر با او رفتار نمی‌کند. ایلای به زن یاد می‌دهد که ادای یک معشوقه را دربیاورد که عاشقش را بدرقه میکند. در واقع ایلای در یک مکان وحشی، می‌خواهد تصویر و صحنه‌ای عاشقانه خلق کند. اودیار شخصیت زن به عنوان یک معشوقه را حذف می‌کند و آن را به یک نیاز درون ایلای بدل می‌سازد؛ نیازی که تمایل ایلای به یک زندگی عادی و تشکیل خانواده را نشان میدهد. زن دوم، مادر ایلای و چارلی است که در پایان فیلم دیده می‌شود. برادران قاتل برای فرار از زندگی گذشته‌شان به آغوش مادر پناه می‌برند تا برای همیشه از بیابان‌ها و گذشته‌شان دور باشند. هر دو زن روان ناآرام شخصیت‌ها را بازنمایی می‌کنند و مظهر تمدن، آسایش و خانواده هستند؛ چیزی که چارلی و ایلای بیش از اسب، پول و طلا به آن نیاز دارند.

 

مکان و زمان

معمولاً ژانر وسترن به کمک لانگ شات و نمایش بیابان‌های بی‌آب‌وعلف، مرز بین تمدن و توحش را ترسیم می‌کند. بیشتر حوادث در روز اتفاق می‌افتد تا زندگی در خشونت  به‌درستی عیان باشد. در فیلم اودیار به‌وضوح این تفاوت دیده می‌شود. اگرچه برادران سیسترز در شهر زندگی نمی‌کنند و شغلی شرافتمندانه ندارند، پول می‌گیرند و آدم می‌کشند و به همین خاطر مدام با اسب در حال سفر هستند و از شهری به شهر دیگر می‌روند، ولی مکانی که در آن زندگی می‌کنند، تفاوت‌های قابل توجهی با بیابان‌های بی‌روح فیلم‌های وسترن دارد. از طرف دیگر، بیشتر حوادث از جمله افتتاحیه فیلم، یافتن طلا، نعره‌های چارلی و حتی پیشنهاد ایلای برای بازگشت به خانه و برپا کردن مغازه، در شب اتفاق می‌افتد. انگار اودیار به کمک زمان و مکان مدام می‌خواهد مخاطب را آگاه کند با وسترنی متفاوت روبه‌روست. اگرچه بسیاری از درگیری‌ها در شب می‌گذرد، ولی تغییر مکان و زمان در فیلم اودیار از خشونت و توحش حاصل از فیلم وسترن کاسته است. در واقع جدال در روز، در فیلم‌های وسترن بر خشونت فیلم می‌افزاید، ولی اودیار عامدانه از این کار جلوگیری کرده است، چراکه او قصد داشته طنز و شوخ‌طبعی را به پیرنگ فیلم وسترنش اضافه کند. فیلم وسترن مکان‌مند است، یعنی مکان یکی از اجزای انکارناپذیر آن است. در واقع داستان فیلم وسترن در هر جایی نمی‌تواند اتفاق بیفتد و نیاز به جغرافیای خاصی به نام آمریکا دارد، چراکه اساساً وسترن در عین حال که افسانه غرب وحشی است، وسیله‌ای برای شکل‌گیری یک تاریخ هم محسوب می‌شود. برادران سیسترز برهه‌ای از تاریخ را روایت می‌کند که به کشف و جست‌وجوی طلا مشهور است و از همه مکان‌هایی که تعریف می‌کند، استفاده دراماتیک کرده است، اما استفاده‌ای در جهت تولید یک فیلم مؤلف. مکان و زمان در این فیلم از وحدت لازم برخوردارند، اما قرابتی با وسترن کلاسیک ندارند. چارلی و ایلای به شهر بازنمی‌گردند، بلکه به خانه می‌روند، انگار تمدن و آرامش خانه‌ای است که مادر در آن غذا می‌پزد. آن‌ها در شب می‌جنگند و در روز آرام می‌گیرند، حتی آخرین جدلشان چون باید در روز باشد، بی‌نتیجه می‌ماند. اودیار توحش را در ظلمت شب قرار می‌دهد و تمدن و آسایش را در روز. به عنوان مثال در شب طلا کشف می‌شود و همه آن‌ها زخمی می‌شوند، وارم و دوستش می‌میرند و چارلی دستش را از دست می‌دهد. در فیلم کمتر جدالی در روز اتفاق می‌افتد، حتی زمانی که چارلی و ایلای به کمک وارم و دوستش می‌روند و از آن‌ها محافظت می‌کنند، جنگ آن‌چنانی رخ نمی‌دهد و دوستی شکل می‌گیرد. این آشنایی‌زدایی اودیار در عین حال که بار نمادین دارد، از لحاظ بصری نیز فیلم را غیرمتعارف کرده و از نمایش خشونت کاسته است. در انتها می‌توان ادعا داشت وسترن در معنایی دیگر جدال بر سر مکان است؛ قهرمان باید بین بیابان و خانه یکی را انتخاب کند که البته گاهی خانه و شهر را برمی‌گزیند. زمان نیز در فیلم وسترن عنصری است که به کمک مکان می‌آید تا آن را جلوی دیدگان مخاطب و صدالبته قهرمان بگذارد تا تفاوت توحش و تمدن را درک کند. در حقیقت زمان و مکان در فیلم وسترن بازگوکننده همان چیزی است که وسترن قرار است بگوید و اودیار از همین استفاده کرده است و بر اساس پیرنگ داستانی‌اش، آن‌ها را معکوس کرده و البته نتیجه گرفته است.

وسترنِ ژاک اودیار علاوه بر آشنایی‌زدایی از مؤلفه‌های آشنای سینمای وسترن، تفاوت و گاهی تشابهات دیگری مانند موسیقی، قاب‌بندی، نورپردازی (که در سینمای اودیار اهمیت بالایی دارد) و غیره با ژانر وسترن دارد که به کارگردانی و اجرا ارتباط دارد. پیرنگ، ساختار روایی و هم‌چنین شخصیت‌پردازی فیلم در کنار جنس کارگردانی بر این نکته تأکید می‌کنند که برادران سیسترز بر اساس نگره مؤلف است نه نظریه ژانر و به عبارتی، بیان‌گر صدای (به تعریف باختینی) اودیار است، نه صدای آشنای فیلم ژانر وسترن. جدول زیر مقایسه تطبیقی فیلم وسترن برادران سیسترز در دو نظرگاه نظریه مؤلف و نظریه ژانر ارائه شده است.

عناصر وسترن

فیلم ژانر

نظریه مؤلف

کارکرد اجتماعی و فرهنگی

بر اساس الگوهای فرهنگی است

شخصی

تکرارپذیری

تکرار می‌شود

غیرقابل تکرار

پیش‌بینی‌پذیری

قابل پیش‌بینی

غیرقابل پیش‌بینی

شخصیت

قهرمان‌گرا- کلیشه

غیرمتعارف

اقتصادی

فیلم تجاری است

توجهی به گیشه ندارد

 

 در پایان ذکر چند نکته الزامی است؛ فیلم ژانر که بر اساس سلیقه و الگوهای فرهنگی تولید می‌شود، بیشتر تلاش می‌کند مخاطبان را به سالن‌های سینما بکشاند و به آن‌ها قصه‌ای را تحویل دهد که از آن خبر دارند. ولی فیلم مؤلف در پی آن است که دریچه‌ای نو به روی مخاطب بگشاید و او را با جهان دیگری آشنا کند. مؤلف اساساً معترضی است که قواعد واقعیت جهان را نپذیرفته است و به کمک هنرش می‌خواهد جهان تازه‌ای بسازد. برادران سیسترز و فیلم‌هایی از این دست که قواعد ژانر را حذف می‌کنند، یا آن‌ها را به بازی می‌گیرند، در عین حال که در جهت بقای ژانر کمک کرده‌اند، موجب تحول آن نیز می‌شوند. ژانر اگر تحول پیدا نکند و این حجم از انعطاف‌پذیری را از خود نشان ندهد، قطعاً نمی‌تواند با تحولات سریع بومی و فرهنگی کنار بیاید و به‌ناچار حذف خواهد شد. نکته آخر این‌که وقتی گیشه‌پسند بودن یا قواعد کلیشه‌ای ژانر به زبان می‌آید، هدف تمسخر یا تحقیر ژانر نیست، بلکه برعکس فیلم ژانر یکی از مهم‌ترین دستاوردهای بشری در قصه‌گویی و روایت فیلم و هم‌چنین یکی از منابع مهم برای تحلیل و بررسی دستاوردها و ذخایر فرهنگی یک جامعه است. فیلم ژانر تقریباً قدمتی به اندازه تاریخ سینما دارد و هنوز هم می‌تواند مخاطبان را در سالن‌های سینما نگه دارد و با همان قصه‌های کلیشه‌ای، آن‌ها را از لحاظ عاطفی با خود همراه کند و جهانی سراسر خیال و رویا بیافریند.

 

majid haghbin امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.