دوشنبه 28 مرداد 1398

کهن‌الگوهای قهرمان

  • 24 اردیبهشت 1398
  • 05:17
  • پرونده
  • 0 دیدگاه
  • 142 بازدید
  • Article Rating
کهن‌الگوهای قهرمان
بسیاری از کهن‌الگوها و تیپ‌‌های سینمایی برای مخاطبان آشنا هستند. بسیاری از فیلمنامه‌نویسان جواب قانع‌کننده‌ای به این سؤال ندارند و آن دسته از فیلمنامه‌نویسانی که پاسخی در خور به این سؤال داده‌اند، مرزی مشخص میان کهن‌الگوها و تیپ‌‌های شناخته‌شده سینمایی ایجاد کرده‌اند.

بسیاری از کهن‌الگوها و تیپ‌‌های سینمایی برای مخاطبان آشنا هستند. بسیاری از فیلمنامه‌نویسان جواب قانع‌کننده‌ای به این سؤال ندارند و آن دسته از فیلمنامه‌نویسانی که پاسخی در خور به این سؤال داده‌اند، مرزی مشخص میان کهن‌الگوها و تیپ‌‌های شناخته‌شده سینمایی ایجاد کرده‌اند. هنگام شخصیت‌پردازی (قهرمان یا شخصیت‌‌های مکمل و فرعی)، فیلمنامه‌نویسان باید با سه تعریفی که در ادامه می‌آیند، آشنایی کامل داشته باشند.

کهن‌الگو: نمونه‌‌هایِ نوعی از اشخاص و اشیا. نمونه‌‌هایی که با ویژگی‌‌های بنیادین انسانی هم‌خوانی دارند.

کلیشه: بیان یک ایده با روشی تکراری و مستعمل. ترسیم آشکار یک ایده انتزاعی که برای اثرگذاری به اغراق یا مقایسه متکی است. کلیشه‌‌ها اغلب از زندگی روزمره الهام می‌گیرند. فرد یا شخصی که رفتارش قابل پیش‌بینی و سطحی است.

استعاره: ابزارها و قراردادهایی که نویسندگان برای اثرگذاری بر ذهن و احساسات مخاطبان از ‌‌آن‌ها استفاده می‌کنند.

تعریف استعاره و کلیشه مشابه با تعریف استودیوهای فیلم‌سازی‌ ‌هالیوود از قهرمانان یا تیپ‌واره‌‌ها (نمونه‌‌های مرسوم و شناخته‌شده سینمایی) است. شخصیت‌‌های کلیشه‌ای و تیپیک در بیشتر فیلمنامه‌‌ها به منظور برآورده ساختن اهداف ساختاری و ایجاد فضایی از پیش تعیین‌شده در داستان/فیلم به کار می‌روند. کهن‌الگوها شامل گستره وسیعی از شخصیت‌‌های مختلف هستند که می‌توان در زندگی روزمره، آثار ادبی و داستانی از ‌‌آن‌ها سراغ گرفت. کهن‌الگوها به‌سادگی در دام کلیشه‌سازی و استعاره‌آفرینی نمی‌افتند. زیرا استفاده از کهن‌الگوها به منزله گام‌‌های آغازین خلق قهرمان و شخصیت‌پردازی است. نویسندگان در مراحل بعدی با پرداختن به نقاط ضعف و قوت و مشکلاتی که قهرمان درصدد فایق آمدن بر ‌‌آن‌هاست، به شخصیت او عمق می‌دهد. از این‌رو خلق قهرمان و دیگر شخصیت‌‌های داستانی، آن‌چنان‌که به نظر می‌رسد، سهل و ساده نیست و نویسنده در این حیطه با چالش‌‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود. هرچند خلق تیپ‌‌های معمول و شناخته‌شده در فیلمنامه‌‌ها امری ضروری است، اما فیلمنامه‌نویس مجبور نیست از مدل‌‌های مستعمل و نخ‌نماشده پیشین که در فیلم‌‌ها و فیلمنامه‌‌های زیادی مورد استفاده قرار گرفته‌اند، برای خلق تیپ‌‌های شخصیتی استفاده کند. فیلمنامه‌نویس می‌تواند از طریق توصیف نقایص، ضعف‌‌ها و نقاط قوت قهرمان و تنش‌‌هایی که با آن درگیر است و ارائه اطلاعاتی مفید و مؤثر در مورد او، شخصیت تیپیکی را که آفریده، از نمونه‌‌های کلیشه‌ای مرسوم متمایز کند. در این نوشته نمونه‌‌های مختلفی از شخصیت‌‌های تیپیک، شخصیت‌‌های مبتنی بر کهن‌الگو و شخصیت‌‌های استعاری را آورده‌ام. در این تقسیم‌بندی از آموزه‌‌های کارل گوستاو یونگ و جوزف کمپل (اسطوره‌شناس مشهور آمریکایی) که آثار او الهام‌بخش ووگلر در صورت‌بندی سفر قهرمان شد، بسیار بهره برده‌ام. این فهرست می‌تواند خط قرمزهای خلق شخصیت‌‌های کلیشه‌ای را برای فیلمنامه‌نویس‌‌ها مشخص کند و ‌‌آن‌ها را به شخصیت‌پردازی به روشی نوین و ابتکاری رهنمون سازد.

کهن‌الگوها و تیپ‌واره‌‌های شخصیت

قهرمان: شخصیتی جان‌برکف که هر چه در توان دارد، انجام می‌دهد تا هدفش برآورده شود (سَم در مجموعه فیلم‌‌های ارباب حلقه‌‌ها).

قهرمان دریادل: همه اطرافیانش را دوست دارد و به‌خاطر گناهانی که اطرافیانش مرتکب شده‌اند، با مشکلات مختلفی مواجه می‌شود. به عبارت دیگر، قهرمان دریادل بارِ گناهان شخصیت‌‌های دیگر را به دوش می‌کشد.

قهرمان تراژیک: قهرمانی که به‌خاطر ضعف مشهودی که دارد، لاجرم به سمت مرگ یا سقوطی محتوم پیش می‌رود (هملت و غرورش در هملت شکسپیر).

برگزیده (قهرمان آینده): از سوی یک شخص یا نیرو انتخاب می‌شود و تنها کسانی است که می‌تواند گره‌‌های ایجادشده در داستان را بگشاید (نئو در سه‌گانه ماتریکس).

قهرمان بد: به سبب طمع فزاینده‌ای که برای کسب قدرت، ثروت و کنترل اطرافیانش دارد، به فردی خودخواه، ضداجتماعی، تشنه قدرت و مادی‌گرا تبدیل شده است. گاهی اوقات چنین شخصیت‌‌هایی در پایان داستان تغییری محسوس می‌کنند و به راه راست و درست بازمی‌گردند (شخصیت مکس در فیلم مکس دیوانه ۲).

ابَر قهرمان: قهرمانی که قدرت‌‌های فوق‌العاده‌ای دارد و تلاش می‌کند مانع از نابودی جهان شود.

ابرسرباز: سربازی که محدودیت‌‌های انسانی دست و پایش را نبسته و توانایی‌‌های جنگاوری خارق‌العاده‌ای دارد (لوک دوِرو در فیلم سرباز جهانی).

شخصیت منفیِ قدرتمند: شخصیتی که در مقابل شخصیت ابَرقهرمان قرار می‌گیرد.

شوالیه سرگردان: شوالیه‌ای شریف و اصیل که در جست‌وجوی چیزی است.

شوالیه سیاه: ضدقهرمان یا مبارزی شیطان‌صفت (دارث ویدر در مجموعه فیلم‌‌های جنگ ستارگان).

دوست وفادار: توانایی زیادی برای پشتیبانی از شخصیت‌‌های دیگر دارد و همیشه به نیازهای شخصی که به او وفادار است، بیش از خواسته‌‌های خودش اهمیت می‌دهد (دکتر واتسون در سریال شرلوک هلمز).

همراه و همدم: دوست و یاور قهرمان، کسی که نقش مؤثری در برآورده شدن اهداف قهرمان داستان دارد و به او وفادار است (رابین در فیلم بتمن برای همیشه).

جادوگر: مردی که قدرتی مرموز و بینشی مخصوص به خود دارد. این شخصیت تلاش می‌کند قهرمان داستان را در رسیدن به اهدافش یاری کند (دیک‌ ‌هالوران در فیلم درخشش).

باوجدان: شخصیتی کلاسیک که تنها هدفش بیدار نگه داشتن وجدان قهرمان داستان است (جیمی کریکت در فیلم پینوکیو و کلارنس در چه زندگی شگفت انگیزی).

طلایه‌دار: قهرمان را به سمت مسیر ماجرایی که در پیش دارد، رهنمون می‌شود (اُبی وان کنوبی در مجموعه فیلم‌‌های جنگ ستارگان).

فرمانده: به دیگران کمک می‌کند موانع طاقت‌فرسای پیش رو را پشت سر بگذارند و به مقاصد مورد نظرشان دست یابند (هیمدال در فیلم ثور).

رهبر احساساتی: فرمانده یا رهبری که نیاز به آن دارد که به جای اتکا به احساساتش، تصمیم‌های عمل‌گرایانه بگیرد.

گزینش‌گر: در جست‌وجوی شخصیت برگزیده‌ است که بعدها بدل به قهرمان می‌شود (مورفئوس در سه‌گانه ماتریکس).

مربی و مُرشد: شخصیتی خبره و باتجربه که در حیطه‌ای خاص از دانش و بینش بسیار و کارآمدی برخوردار است. این شخصیت تلاش می‌کند به قهرمان داستان در مسیر پرپیچ‌وخم دست‌یابی به خواسته‌‌هایش کمک کند.

پیرِ دانا: شخصیتی است سال‌خورده و دنیادیده که به قهرمان، در جهت رسیدن به اهدافش، راهنمایی‌‌های مفیدی می‌کند (گاندلف در مجموعه فیلم‌‌های ارباب حلقه‌‌ها).

نابینای غیب‌گو: از نعمت بینایی محروم است و در عوض قدرت درک و دریافت ویژه‌ای دارد (شخصیت چیرونت ایموه در فیلم/ داستان جنگ ستارگان).

استاد باتجربه: مرد یا زنی قدرتمند و دانا که به هنرجویی جوان، فنون دفاع از خود را آموزش می‌دهد (آقای میاگی در فیلم بچه کاراته‌کار).

شاهد: شخصیتی که شاهد اتفاقات مختلف داستان است، اما در این‌باره حرف نمی‌زند و آرامش خود را حفظ می‌کند. این شخصیت اغلب فیلسوف‌منش است و در معدود دفعاتی که لب به سخن می‌گشاید، پیام مهمی را به شخصیت‌‌های دیگر منتقل می‌کند (رفیکی در انیمیشن شیرشاه).

سایه پدر: مردی مقتدر که قلب پاک و بزرگی دارد و تلاش می‌کند از هر چه در توان دارد (جسمی یا روحی)، برای حمایت از کسانی که دوستش دارند، مایه بگذارد (اتیکوس در فیلم کشتن مرغ مقلد).

رئیس: رئیسِ همه است. چنین شخصیتی اغلب کنترل‌گر، خودرأی و سرسخت، اهل رقابت و پرخاش‌گر است و قصد دارد هر طور شده، حرف اول و آخر را بزند.

پادشاه تاریکی: تجسم شیطان که عمری جاودانی دارد (سائورون در مجموعه فیلم‌‌های ارباب حلقه‌‌ها).

پادشاه خوب: پادشاهی محترم، عفیف، هوشمند و فهیم. او به همه مسائل، هر چند جزئی و بی‌اهمیت باشند، توجه نشان می‌دهد و تلاش می‌کند به طریقی عادلانه حکمرانی کند (شاه آرتور).

هیولا: موجودی ترسناک و مهیب که گاه از ویژگی‌‌هایی انسانی برخوردار است و گاه موجودی کاملاً فراانسانی است.

هیولای نجیب: شخصیتی درشت‌هیکل، قدرتمند و گاه ترسناک که بسیار خوش قلب و مهربان است (فزیک در فیلم عروس شاهزاده).

هیولای آزرده: موجودی که اغلب هیچ اهمیتی به ویژگی‌‌های عجیب و غریبِ خود نمی‌دهد و به رغم طبیعت و ذاتی که دارد، گاه به شخصیت‌‌های انسانی داستان به نحوی از انحا آزار و اذیت می‌رساند (فرانکنشتاین).

شکارچی هیولاها: شخصیتی که مأموریتش نابود کردن هیولاهاست (کویین در فیلم آرواره‌‌ها).

الهه: موجود قدرتمندی که در پایان داستان ویژگی‌‌هایی انسانی‌اش را عیان می‌کند (زئوس در فیلم پری دریایی کوچک).

پریزاد: دختری جذاب و بانمک که ویژگی‌‌های شخصیتی غیرمعمولی دارد (سَم در فیلم گاردن استیت).

دختر مقاوم: دختری که در فیلم‌‌های ژانر وحشت تا پایان ماجرا زنده می‌ماند و جان سالم به در می‌برد (لوری در فیلم ‌‌هالووین).

دخترِ پسرگون: همچون پسران پرجنب‌وجوش و گاه ورزشکار است و ویژگی‌‌های مردان جامعه‌اش را به ارث برده است (اسکات در فیلم کشتن مرغ مقلد).

دوشیزه: دختری معصوم و پاک‌دامن که نیاز به کمک دارد. این شخصیت اغلب ساده و بی‌تکلف است و به رغم ویژگی‌‌های کودکانه‌اش ممکن است جذاب و دلربا باشد (پرنسس فیونا در انیمیشن شرِک).

زیبای جنوبی: تیپ‌واره زنی زیبا و جوان که نماینده طبقه اجتماعی و اقتصادی بالای جامعه آمریکا بوده است (اسکارلت اوهارا در فیلم بربادرفته).

زن اغواگر: زیبا و بدجنس است و تلاش می‌کند با استفاده از خوب‌رویی و جذابیتش به اهداف شومی که در سر دارد، جامه عمل بپوشاند (کاترین ترامل در فیلم غریزه اصلی).

شخصیت مادرمَنش: مایه تسلا و آرامش خاطر کودکان و گاه بزرگ‌سالان است. اگرچه گاه با نگرانی‌‌هایش مشکل‌آفرینی می‌کند، اما هر چه می‌کند، از صمیم قبل و با نیت خیر است (خانم گامپ در فیلم فارست گامپ).

بانوی بزرگ: بانویی شیک‌پوش با ظاهری زیبنده و دلربا. این شخصیت اغلب نماینده طبقات بالای اجتماع محسوب می‌شود (مارتا در فیلم آرتور).

دختر ساده: دختر معصوم و بی‌گناهی که سرحال و پرجنب‌وجوش است.

خدمتکار مظلوم: زنی بی‌گناه و شریف که به کمک نیاز دارد (کیم در فیلم ربوده‌شده و لوییس لین در فیلم سوپرمن).

غرغرو: زن نکوهش‌گری که خلق‌وخوی ناپسندی دارد.

دختر همسایه: دختری جوان و جذاب که خوش‌گذران و خوش‌روحیه است.

پسر همسایه: شخصیت خوبی که البته همه رفتارهایش قابل تأیید و نیز موجه نیست.

پسر بد: شخصیت مذکر بدی که اهمیتی به جنبه‌‌های نکوهیده خود نمی‌دهد. او به بدی‌‌هایش افتخار می‌کند و می‌کوشد از این طریق دیگران را به خود جذب کند (شخصیت دالاس در فیلم بیگانگان).

بچه‌ننه: پسری که به شکلی افراطی به مادرش وابسته است. از این شخصیت می‌توان در همه ژانرهای سینمایی استفاده کرد (نورمن در فیلم روانی).

نوجوان مشکل‌آفرین: نوجوانی که به‌خاطر افسردگی، ویژگی‌‌های هورمونی و تفاوت‌‌هایی که با اجتماعِ پیرامونش دارد، با قوانینِ موجود می‌جنگد. این شخصیت به رغم سرسختی و مخالف‌خوانی‌اش، بسیار آسیب‌پذیر است (شخصیت اِوی در فیلم سیزده).

بچه: از نظر سنی یا روحی جوان است و به ماجراجویی عشق می‌ورزد. او علاقه‌اش به ماجراجویی را پی می‌گیرد و گاهی در عمل، با مشکلاتی طاقت‌فرسا روبه‌رو می‌شود (تیم در پارک ژوراسیک).

اِسپاک: شخصیتی کهن‌الگویی که برای پیروزی خیر بر شر می‌جنگد و به خرد جمعی و قوانین اجتماعی احترام می‌گذارد. این عنوان از نام آقای اسپاک، افسر اول سفینه فضایی در سریال پیشتازان فضا، گرفته شده است. او شخصیتی بسیار منطقی و خردمند دارد.

شخصیت اصیل: مرد یا زنی که عمیقاً به خواسته‌‌های اطرافیانش اهمیت می‌دهد و در هر وضعیتی به دنبال اِحقاق حق است.

جوینده: همیشه در پی یافتن حقیقت و پرده برداشتن از رمز و رازهای داستان است. شخصیت جست‌وجوگر در این مسیر با مشکلات صعب و دشواری روبه‌رو می‌شود (ارین در فیلم ارین براکوویچ).

مُصلح: تلاش می‌کند میان شخصیت‌‌های مختلف داستان صلح و آرامش برقرار کند و بدین منظور از خرد و احساسات خود استفاده می‌کند.

دلاور: مستقیماً با خطرات و تنش‌‌های داستانی رودررو می‌شود.

ریسک‌پذیر: شخصیتی کارآزموده و بی‌پروا که قدرت زیادی در ریسک‌پذیری دارد (ماوریک در فیلم تاپ گان).

رقابت‌جو: به دنبال رقابت با شخصیت‌‌های دیگر است (راکی در فیلم راکی و دانیل در فیلم بچه کاراته‌کار).

ورزشکار: ورزشکاری حرفه‌ای که بدنی ورزیده دارد، اما خیلی باهوش نیست.

یاغی: شخصیتی سرکش و کاریزماتیک که گاه از نظر اجتماعی شخصیت گناه‌کار داستان محسوب می‌شود.

سرکش: بسیاری بر این باورند که جیم استارک در فیلم شورش بی‌دلیل (که جیمز دین نقش‌آفرینش بود) شخصیتی سرکش است. اما جیم استارک بیشتر شخصیتی گوشه‌گیر بود و نه سرکش. درواقع شخصیت سرکش، به رغم ویژگی‌‌های مشترکی که با شخصیت گوشه‌گیر دارد، یک گام از او پیش است و بدون توجه به نظر اطرافیانش، به حسابِ تمام کسانی که قصد مانع‌آفرینی بر سر راهش دارند، می‌رسد (جان بندر در فیلم باشگاه صبحانه).

وحشیِ اصیل: بیگانه‌ای وحشی که از شرافت و اصالت برخوردار است و با جامعه انسانی غریبه است (تارزان).

جامعه‌ستیز: به ارزش‌‌های اجتماعی باور ندارد و به ‌‌آن‌ها احترام نمی‌گذارد. اغلب باهوش و زیرک است و گاه خطراتی برای شخصیت‌‌های دیگر ایجاد می‌کند (هانیبال لکتر در فیلم سکوت بره‌‌ها).

خودپسند و مغرور: تمایل شدیدی دارد که در مرکز توجه قرار بگیرد و اغلب نیازی درونی و زیاد به دوست داشته شدن و مورد احترام قرار گرفتن دارد.

دمدمی‌مزاج: به‌طور مکرر تغییر مسیر می‌دهد و پیرو حزبِ باد است (سایفر در فیلم ماتریکس).

پذیرا: بارِ اشتباهات شخصیت‌‌های دیگر را به دوش می‌کشد.

هم‌دلی‌برانگیز: شخصیتی که مخاطب خود را به جای او می‌گذارد و با وی احساس نزدیکی و هم‌دلی می‌کند. این شخصیت اغلب قربانی مشکلات اجتماعی است (کِلی و‌‌ هانا در سریال ۱۳ دلیل برای این‌که).

عاشق‌پیشه: عاشقی که به رغم تنش‌‌های درگرفته در فضای داستان به گونه‌ای رمانتیک به معشوقه‌اش دل می‌بازد (تونی و ماریا در داستان وست ساید).

چاق دوست‌داشتنی: مرد یا زنی که درشت‌هیکل، دوست‌داشتنی و بامزه است (شخصیت هوگو ‌‌هارلی ریِس در سریال تلویزیونی گم‌شده).

شوخ و بذله‌گو: اهل بگو بخند و مهربان است و به سرنوشت شخصیت‌‌های دیگر اهمیت می‌دهد (ویل فرل در فیلم اِلف).

پُرهیاهو: شاداب، پرسروصدا و لاف‌زن است. گاه دزدی هم می‌کند و شمشیرباز خبره‌ای است (کاپیتان جک اسپارو در فیلم دزدان دریایی کاراییب).

مرد جدی و روراست: به‌طور معمول در کنار شخصیت‌‌های کمیک نقش‌آفرینی می‌کند. جدیت و خشکی لحن و کلامش منجر به عیان شدن ویژگی‌‌های خنده‌دار شخصیت مقابلش می‌شود (ابوت در مجموعه فیلم‌‌های ابوت و کاستلو).

قصه‌گو: تبحر زیادی در قصه‌پردازی دارد. گاه به رغم ترسی که در دل دیگر شخصیت‌‌های داستان می‌اندازد، به روایت قصه‌ای ناخوشایند می‌پردازد.

شخصیت روستایی: کهن‌الگویی برای شخصیت‌‌های روستایی (کارل اسپکلر در فیلم پادوی گلف).

گوشه‌گیر: مرد یا زنی که خلوت گزیده است و به‌سادگی با شخصیت‌‌های دیگر اُخت نمی شود (تئودور تومبلی در فیلم او و جیم در فیلم شورش بی‌دلیل).

بدبین: همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه می‌کند. ریسک‌پذیر نیست و از همه چیز و همه کس شاکی و دلخور است (هادسون در فیلم بیگانه‌‌ها).

بازنده: شخصیتی که به دنبال برطرف کردن ضعف‌‌هایش نیست و تلاش چندانی برای دست‌یابی به خواسته‌‌هایش نمی‌کند. او بی‌انگیزه و خموده است و برای تغییر وضع موجود نمی‌کوشد. هرچه می‌کند، به قصد کُشتن زمان است و دیگر هیچ (چارلی براون در فیلم بادام زمینی‌‌ها).

انتقام‌جو: او به دلایل مختلف از قهرمان داستان متنفر است. ویژگی‌‌های مشترک زیادی با قهرمان داستان دارد و به‌خاطر توجه بیش از اندازه‌ای که قهرمان داستان به خود جلب می‌کند، به او حسودی می‌کند و از او نفرت دارد (لوکی در فیلم ثور).

فاسد و منحرف: نقش اصلی‌اش بیرونی کردن ویژگی‌‌های منفی شخصیت‌‌های دیگر است.
بیمار روحی: شخصیتی بی‌اخلاق و بی‌وجدان که نمی‌تواند برای زندگی و خواسته‌‌های اطرافیانش اهمیت قائل شود.

جنایت‌کار حرفه‌ای: آدم‌کشی باهوش، باتجربه و آموزش‌دیده که مرتکب جنایاتی خطرناک می‌شود (نیل مک‌کاولی در فیلم مخمصه).

 دغل‌باز و مدعی: از هوش و ذکاوتش در جهت بهره‌وری از شرایط و شخصیت‌‌های دیگر سوءاستفاده می‌کند.

حقه‌باز و شیاد: شخصیتی مشکل‌آفرین، دروغ‌گو و خودشیفته که ویژگی‌‌های مشترکی با شخصیت مسخره و بذله‌گو دارد (بادی لاو در فیلم پروفسور دیوانه).

کشیشِ الکلی: شخصیتی مذهبی که به مردم آموزه‌‌های دینی می‌آموزد و در عین حال به نوشیدنی‌‌های الکلی و نیز دیگر اسباب فسق و فجور اعتیاد دارد (پدر کالاهان در فیلم جن‌گیر).

دزد محترم: سارقی که بسیار جذاب، خبره و آداب‌دان است (توماس کراون در فیلم مسئله توماس کراون).

ولگرد دوست‌داشتنی: شخصیتی که قوانین را زیر پا می‌گذارد و معمولاً اهمیت چندانی برای نظر اطرافیانش قائل نیست. این شخصیت اغلب در پایان ماجرا بُعد دوست‌داشتنی وجودش را نمایان می‌کند و دل از مخاطبان می‌رباید (هَن سولو در فیلم جنگ ستارگان).

 سرخ‌جامه: به شخصیتی کلیشه‌ای گفته می‌شود که بلافاصله پس از معرفی شدن می‌میرد. این عبارت از مجموعه تلویزیونی پیشتازان فضا گرفته شده ‌است که در قسمت‌های متوالی آن شخصیت‌های سرخ‌پوشی که مسئولیت امنیت فضاپیما را بر عهده داشتند، کشته می‌شدند.

عجیب و غریب و مضحک: این شخصیت تراژیک، ترسناک و در عین حال هم‌دلی‌برانگیز است. به‌خاطر نقص‌های ظاهری‌اش ترسناک و به‌خاطر مهربانی‌اش دوست‌داشتنی است (گوژپشت نتردام).

مسخره: دلقک یا احمقی تمام‌عیار.

کودن: بهره هوشی بالایی ندارد، یا نمی‌تواند از قدرت فکرش برای حل مشکلاتی که با ‌‌آن‌ها مواجه می‌شود، استفاده‌ای کارآمد کند. این شخصیت بیشتر وقت‌‌ها از سوی ضدقهرمان مجبور می‌شود مسئولیت‌‌های سنگین و طاقت‌فرسایی را به انجام برساند.

شخصیت عاقلِ احمق: شخصیت کودنی که در عین حال از ذکاوتی ذاتی برخوردار است (دُری در انیمیشن در جست‌وجوی نمو).

معلول ذهنی یا اجتماعی: به اطرافیانش وابسته و گاه آویزان است. گاهی اوقات این نوع شخصیت‌‌ها به گونه‌ای مثبت و هم‌دلی‌برانگیز در خدمت پیشبرد داستان قرار می‌گیرند (ریموند در فیلم مرد بارانی).
شیرین‌عقل روستایی: شخصیتی که در روستا به حماقت و نادانی مشهور است، اما قلب مهربانی دارد و می‌تواند منجر به سقوط یا صعود قهرمان داستان شود ( نوآ پرسی در فیلم دهکده).

پروفسورِ ناهوشیار: دانشمند یا نابغه‌ای که نیروی توجه و تمرکزش تحلیل رفته است (دکتر براون در فیلم بازگشت به آینده).

دانشمند دیوانه: عالِمی مجنون و عجیب و غریب. در بسیاری از مواقع او شخصیت منفی یا ضدقهرمان داستان است و اعتقاد دارد که یافته‌‌های علمی‌اش بر اصول اخلاقی و انسانی اولویت دارند (دکتر مورو در فیلم جزیره دکتر مورو).

عاشق فناوری: این شخصیت معمولاً از نظر اجتماعی نواقصی دارد. وسواسی، اما بسیار باهوش و خوش‌قلب است و در پس اعمالش نیات خیر و صمیمانه‌ای نهفته است (شلدون کوپر در سریال تئوری بیگ بنگ).

موجودات شبه‌انسانی: موجوداتی که تجسم ویژگی‌‌های بارز انسانی هستند. ‌‌آن‌ها نیرویی خارق‌العاده دارند، اما هنگامی که تلاش می‌کنند از قدرتشان استفاده کنند، با محدودیت‌‌هایی مواجه می‌شوند (شادی، غم، ترس، خشم و نفرت در انیمیشن درون و بیرون).

***

کهن‌الگوها و تیپ‌‌های مختلفی که در این مقاله به ‌‌آن‌ها اشاره شد، مُشتی نمونه خروار از تیپ‌واره‌‌ها و نیز شخصیت‌‌های کهن‌الگویی هستند. جست‌وجو برای یافتن گونه‌‌های شخصیتی که در این فهرست از ‌‌آن‌ها نامی برده نشده است، به آشنایی بیشتر و بهتر با هزاران گونه شخصیت مختلف سینمایی می‌انجامد که تا کنون خلق شده‌اند. البته در آینده فیلمنامه‌نویسان ممکن است شخصیت‌‌های جدیدی خلق کنند که جای خالی ‌‌آن‌ها اکنون در فیلم‌‌های سینمایی احساس می‌شود.

 

***

کن میاموتو با سابقه دو دهه کار در صنعت فیلم‌سازی، ارزیاب فیلمنامه و تحلیل‌گر داستان در سونی پیکچرز است.

منبع: www.screencraft.‌org

SuperUser Account امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.