دوشنبه 28 مرداد 1398

مطالعه موردی قهرمان زن: اِولین سالت در فيلم «سالت»

  • 24 اردیبهشت 1398
  • 05:24
  • پرونده
  • 0 دیدگاه
  • 141 بازدید
  • Article Rating
مطالعه موردی قهرمان زن: اِولین سالت در فيلم «سالت»
بسیاری از فیلم‌های اکشنی که در دوران معاصر در‌‌ هالیوود ساخته می‌شوند، ترکیبی از ژانر هنرهای رزمی، داستان‌های علمی- تخیلی و فضاهای آخرالزمانی هستند. توانایی‌های جسمی فوق‌العاده قهرمانان زن در این‌گونه فیلم‌ها فقط به منظور برآورده کردن اهداف تهیه‌کنندگان فیلم به آن‌ها اعطا شده و هیچ ردی از واقعیت زندگی زنان در دوران معاصر در زندگی آن‌ها دیده نمی‌شود.

بسیاری از فیلم‌های اکشنی که در دوران معاصر در‌‌ هالیوود ساخته می‌شوند، ترکیبی از ژانر هنرهای رزمی، داستان‌های علمی- تخیلی و فضاهای آخرالزمانی هستند. توانایی‌های جسمی فوق‌العاده قهرمانان زن در این‌گونه فیلم‌ها فقط به منظور برآورده کردن اهداف تهیه‌کنندگان فیلم به آن‌ها اعطا شده و هیچ ردی از واقعیت زندگی زنان در دوران معاصر در زندگی آن‌ها دیده نمی‌شود. اما در این میان شخصیت اِولین سالت در فیلم سالت در این زمینه یک استثنا محسوب می‌شود. قهرمان زن در فیلم سالت از نظر زیبایی‌شناختی دارای بُعدی واقع‌گرایانه است و این تفاوت قهرمان زن در این فیلم با قهرمان زن مرسوم در بسیاری از فیلم‌های اکشن ‌هالیوودی است که اغلب حاصل خیال‌پردازی‌ها و توهمات صرف خالقان این نوع شخصیت‌هاست. جمله تبلیغاتی فیلم این پرسش است: «سالت کیست؟» اِولین سالت مأموری دو یا سه طرفه است که بین نیروهای وابسته به شرق و غرب گرفتار شده است. جنسیت حقیقی سالت مبهم و مرموز است و در برخی صحنه‌های فیلم، شخصیت‌های دیگر داستان و برخی مخاطبان ظن می‌برند که شاید او مردی زن‌نما باشد. شخصیت اِولین، به رغم تفاوت‌های قابل توجهی که با قهرمان مرسوم زن در فیلم‌های اکشن‌ هالیوودی دارد، کماکان مورد نقد برخی روشن‌فکران و منتقدان قرار گرفته است. خلق و پرداخت شخصیت این زن و دگرگونی‌هایی که در طول فیلم متحمل می‌شود، از بسیاری جهات نوآورانه و بدیع است. با این وجود بسیاری از منتقدان  متأثر از مطالعات زنان با شخصیت سالت و قهرمانانی از این دست مشکل دارند.  

سالت فیلم اکشنی است که در ژانر هیجانی-جاسوسی ساخته شده است. شخصیت قهرمان زن در این فیلم دارای عناصر زیبایی‌شناختی نوینی است و همان‌گونه که اشاره شد، از نمودی واقع‌گرایانه برخوردار است. شخصیت اِولین در فیلم سالت، از این نظر، در مثال به‌هیچ‌وجه با شخصیت لارا کرفت در فیلم مهاجم مقبره قابل مقایسه نیست. هر چند میزان فروش جهانی فیلم مهاجم مقبره ده‌ها برابر بیشتر از فیلمی همچون سالت بوده است. شخصیت اولین بسیار نزدیک به شخصیت قهرمان زنی است که کارول دال در مقاله اسلحه و مدال آن را توصیف کرده است. اما لارا کرفت نماینده تمام و کمال یک قهرمان زن تخیلی و ساختگی است که عناصر زنانه مردپسندِ او بیش از هر چیز مدنظر سازندگان فیلم بوده است. آنجلینا جولی، شخصیت اِولین سالت را شخصیتی کاملاً غیرقابل پیش‌بینی و نوین توصیف کرده است. نظر آنجلینا جولی در مورد قهرمان فیلم سالت، که نقشش را ایفا کرده است، کاملاً درست است. شخصیت‌پردازی شخصیت اولین با شخصیت مرسوم قهرمان زن در فیلم‌های اکشنِ ساخته‌شده در دهه 80 و 90 تفاوت‌های زیادی دارد.

 سالتِ واقعی کسی بود که قصد داشت زندگی همسر و فرزندانش را نجات دهد. اما این واقعیت در فیلمنامه سالت نادیده گرفته شده است. فیلمنامه‌نویسان سالت تصمیم گرفتند بیش از هر چیز بر انگیزه‌های زنانه اولین تمرکز کنند و با تأکید بر این انگیزه‌ها از او شیرزنی قهرمان بسازند. از این‌رو شخصیت همسر اولین را در فیلمنامه گنجاندند و برای فرزندان او فضایی در فیلمنامه ایجاد نکردند. فیلمنامه‌نویسان سالت، ماجرای واقعی مربوط به او را تغییر دادند و مسئولیت مذاکره برای آزادی او از زندانی در کره شمالی را به شخصیت همسرش، مایک، واگذار کردند. با ایجاد چنین تغییراتی، شخصیت قهرمان فیلم با شخصیت قهرمان زن، آن‌طور که کارول دال به آن اشاره کرده است، مطابقت یافت. جایی در فیلم که زندگی خانوادگی اولین و همسرش به تصویر کشیده شده (این تنها صحنه‌ای در فیلم است که صحنه‌ای از زندگی زن و همسرش در منزلشان به تصویر درمی‌آید)، همه عناصر مرسوم نقش و جایگاه زن و مرد در یک خانواده معمولی رعایت شده‌اند. مرد، که دانشمند است، مشغول کار است و اولین، در مقام زنِ خانه، سرگرم درست کردن صبحانه برای همسرش است. سالت به‌طور نامحسوس در پی تأمین امنیت همسرش است، اما وقتی دشمنان همسرش وارد ماجرا می‌شوند، شخصیت زن، مشابه با شخصیت مرسوم و آشنای قهرمان زن در فیلم‌های اکشن، بی‌پناه و تنها به نظر می‌رسد. زنی ترحم‌برانگیز که از موضع ضعف شاهد قتل همسرش است. بعد از اتفاقی که برای همسرش می‌افتد، اولین دست به کار می‌شود تا به هر طریقی انتقام خون همسرش را از قاتلانش بگیرد.

سالت هرگز در مورد همسر، ازدواج و گذشته‌اش چیزی به کسی نمی‌گوید. او اطلاعات شخصی‌اش را همچون رازی نزد خود نگه می‌دارد، درحالی‌که اطرافیانش مشتاق‌اند که هر طور شده، با او ارتباط برقرار کنند. خودداری زن از روشن کردن گذشته‌اش و ابهام‌زدایی از هر مسئله‌ای که به او مربوط است، باعث می‌شود همکارانش و مخاطبان فیلم برای آگاهی از هویت واقعی‌اش و انگیزه‌هایی که پسِ پشت رفتارهایش نهان است، کنجکاو باقی بمانند. در معدود صحنه‌هایی که در آن‌ها سالت خود را به اطرافیانش معرفی می‌کند، اطلاعات خلاصه و محدودی به اطرافیانش می‌دهد. مثلاً در آغاز فیلم هنگام گفت‌وگو با یک مأمور کره‌ای خود را یک تاجر زن معمولی معرفی می‌کند. یا در صحنه‌ای دیگر به همکارانش در سیا می‌گوید که جاسوس نیست و هیچ‌وقت جاسوسی نکرده است. در یکی دیگر از صحنه‌های فیلم به یک مأمور روس در ارتباط با ازدواجش دروغ می‌گوید و مدعی می‌شود که ازدواج با همسرش فقط یک پوششِ شغلی است. حتی در صحنه پایانی فیلم، زن داستان زندگی‌اش را بازگو نمی‌کند و رئیس سابقش را در ارتباط با این‌که جزو کدام دسته است، در ابهام نگه می‌دارد. سرانجام در صحنه‌های پایانی فیلم انگیزه اصلی سالت آشکار می‌شود. انگیزه او، همچون انگیزه‌های مردانه مرسوم در این نوع فیلم‌های سینمایی، نجات دنیا و بشریت است. در آغاز به نظر می‌رسد انگیزه اصلی اولین از کنش‌هایش در فیلم دفاع از خود است. انگیزه دفاع از خودِ قهرمان زن، یکی از استراتژی‌های مرسوم برای محدود کردن توان بالقوه قهرمان زن در فیلم‌های اکشن است. وقتی زن متهم می‌شود که در خاک آمریکا برای روس‌ها جاسوسی می‌کند، برای نجات جان خود فراری می‌شود. بدین ترتیب به نظر می‌رسد سالتِ فراری بیش از آن‌که عاملی برای ایجاد خشونت باشد، قربانی یک اتهام ناروا شده است.

زن برای فرار از دست کسانی که قصد جانش را کرده‌اند، همچون یک جنایت‌کار حرفه‌ای و کارکُشته عمل می‌کند و در عین حال محتاط است که تیرهایی که از اسلحه‌اش شلیک می‌شوند، جانِ مردم بی‌گناه را نگیرند. اولین برای نابود کردن دشمنانش از روش‌های مختلفی استفاده می‌کند. بیشتر مبارزه‌های اولین فیزیکی هستند و گاه نیز برای تحقق اهدافش از سلاح‌های پیشرفته استفاده می‌کند. سالت در طول فیلم برای مقابله با دشمنانِ مذکرش، تا جای ممکن از اسلحه استفاده نمی‌کند. درواقع تنها تفنگی که زن در طول فیلم به کار می‌برد و متعلق به خودِ اوست، تفنگی است که قصد دارد با آن رئیس‌جمهور روسیه را به قتل برساند. هر چند سرانجام مخاطب متوجه می‌شود که رئیس‌جمهور از این حمله صدمه‌ای ندیده است.

کارول دال تصریح کرده که در فیلم‌های اکشنی که قهرمان آن‌ها زنان هستند، این تمایل وجود دارد که از طریق خلق یک پدر واقعی یا مجازی، خشونت قهرمان زن تا حدی مشروعیت پیدا کند. به نظر می‌رسد که زن دارای دو پدر مجازی است، آن‌طور که کارول دال بر اساس نظریات ژاک لاکان تبیین می‌کند. یکی اُرلف، جاسوس روس کارکشته‌ای که به زن آموزش داده و دیگری وینتر که در سازمان سیا رئیس اولین است. نگرانی وینتر در مورد امنیت سالت توجیه‌کننده رابطه پدرانه مجازینی است که ذکرش رفت. البته هر دو شخصیت پدرانه در این فیلم، شخصیت‌هایی منفی هستند و زن همچون قهرمانی اودیپی، شمایل دختر خوب را نادیده می‌گیرد و اقتدار پدرانه-مردانه را به چالش می‌کشد.

آخرین ویژگی‌ای که کارول دال در ارتباط با فیلم‌های ساخته‌شده در ژانر اکشن در اواخر دهه 90 به آن اشاره کرده است، ایجاد انشقاق و چندپارگی است. آنجلینا جولی در مصاحبه‌ای در مورد فیلم سالت عنوان کرده که شخصیت زن چندپاره نیست و از چندین هویت مختلف ترکیب شده و برساخته شده است که بنا به ضرورت جایگزین یکدیگر می‌شوند. جولی اظهار داشته که این فیلم با استفاده از روایتی چندپاره قصد دارد مخاطب را دچار حس تعلیق کند و بدین طریق او را در تجربه فضای مبهم و تردیدبرانگیز فیلم با خود همراه سازد. اولین جمله‌ای که سالت در فیلم بر زبان می‌آورد، نظر جولی را تصدیق می‌کند: «من اون کسی نیستم که شما فکر می‌کنید.» در طول فیلم بارها تماشاگر گمان می‌کند که به هویت راستین زن آگاه شده، اما با گذر زمان این باورِ مخاطب دچار تزلزل می‌شود. اولین قهرمانی است که داستان با او شروع می‌شود و با او به پایان می‌رسد. اولین سالت یک  قهرمان زن حرفه‌ای و باتجربه در یک فیلم اکشن تمام‌عیار است. او نیازی ندارد که کار با اسلحه یا چگونگی مبارزه را بیاموزد و همچون قهرمان مردِ مرسوم در فیلم‌های اکشن برای به دست آوردن دل مخاطب تلاش چندانی بکند. ایوان تاسکر بر این باور است که قهرمان‌های زن در فیلم‌های اکشن‌ هالیوودی رفته رفته شبیه به قهرمان‌های مردِ مرسوم در این‌گونه آثار سینمایی می‌شوند. شخصیت سالت نیز از این امر مستثنا نیست.

در صحنه‌های آغازین فیلم، اولین در زندان، همچون هر زن دیگری که در بند گرفتار شده، با لباس‌های پاره و ظاهر آشفته‌اش، بی‌پناه و بسیار آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد. در ادامه داستان، در مقام مأمور سیا، چهره و لباس‌های سالت بسیار حرفه‌ای و در عین حال زنانه است. تهیه‌کنندگان فیلم اذعان کرده‌اند که رنگ موهای سالت به منظور تلطیف لبه‌های تیز شخصیت او انتخاب شده است. کارول دال خاطرنشان کرده که لباس‌های قهرمان زن در فیلم‌های اکشن اغلب طوری انتخاب می‌شود که مخاطبان مرد را خوش بیاید. جایی در فیلم سالت مشغول انتخاب لباس‌هایی است که قصد دارد به تن کند. سرانجام  از میان یک خروار لباس مختلف، کت بلندی، که رنگ روشنی دارد، به تن می‌کند. این کت همراه با کلاهی که فقط بخشی از موهای بلوندش را پوشانده، حالتی دوگانه به شخصیتش می‌بخشد. نوع پوشش سالت در این صحنه از یک طرف به او اجازه می‌دهد که برای دویدن و پریدن از روی وسایل نقلیه حالت ورزشکاری سرزنده را به خود بگیرد و از طرف دیگر او را همچون جوانی آسیب‌پذیر تصویر می‌کند که ویژگی‌ها و ظرافت‌های زنانه‌اش جلب نظر می‌کنند. کمی بعد اولین پوشش و رختش را تغییر می‌دهد و با جلوه‌ای کمتر زنانه و بیشتر کارآمد، ژاکتی کوتاه و موهایی که همه زیر کلاه جمع شده‌اند، خود را برای باقی ماجرا مهیا می‌کند. آرایش و پوشش سالت برای به قتل رساندن رئیس‌جمهور روسیه، نوعی آشنایی‌زدایی از شمایل مشهور و معمول آنجلینا جولی برای طرفداران این ستاره ‌هالیوودی محسوب می‌شود. از سوی دیگر، موهای بلند مشکی و لباس‌های تیره سالت، مخاطب را فوراً به یاد لارا کرفت در فیلم مهاجم مقبره می‌اندازد. تغییر آرایش و پوشش سالت، درواقع نمایان‌گر دگردیسی شخصیت او در طول فیلم است؛ تبدیل شدن از یک مأمور سیا به یک قاتل روس. تغییر پوشش بعدی سالت موقتی است. وقتی سالت برای عملی کردن نقشه قتل رئیس‌جمهور روسیه خیز برمی‌دارد و از دست تعقیب‌کنندگانش می‌گریزد، به‌طور اتفاقی در خیابان کلاهی از جنس پوستین خز می‌یابد و برای پوشاندن موهایش آن را بر سر می‌گذارد. گفتنی است که در فیلم‌های ‌هالیودی، روس‌ها اغلب کلاه خز بر سر می‌گذارند (به‌خصوص جاسوس‌های روس). در صحنه بعد،  زن پوششی سرتاسر از جنس خز دارد و بدین طریق به شمایل مرسوم زن اغواگر روس تجسم می‌بخشد. ساختار چندپاره داستان طوری پیش می‌رود که در صحنه‌ای از فیلم اُرلف گمان می‌برد هویت سالت، به‌عنوان یک مأمور دوجانبه، را باز شناخته است. اُرلف با توجه به پوشش سالت مطمئن می‌شود که او کماکان زنی روس است که در موضع انفعال و ضعف قرار دارد. اولین دوباره تغییر چهره و پوشش می‌دهد و این‌بار در هیئت قاتلی بی‌باک قصد می‌کند که هر چه زودتر انتقام خون همسرش را از اُرلف و همکارانش بگیرد.  

پوشش بعدی زن، هم‌زمان هم قابل پیش‌بینی و هم تعجب‌برانگیز است. قهرمانان زن گاهی اوقات برای به انجام رساندن کاری مردانه، لباس مردانه می‌پوشند. وقتی اولین قصد دارد به دفتر رئیس‌جمهور رخنه کند، تصمیم می‌گیرد لباس مأمورانِ مرد ناتو را بپوشد. مراحل مختلف سفر قهرمان در فیلم سالت، به تبع راهبردی نو و مؤثر، با توجه به لباس‌های مختلفی که در مراحل مختلف بر تن می‌کند، مشخص می‌شوند. سالت با انتخاب پوشش مردانه برای رسیدن به هدفش، به عبارتی به تیر آخر می‌زند و هویتش نیز، همچون رخت و پوشش، از زنانگی به مردانگی تغییر پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، درحالی‌که بیشتر قهرمان‌های زن که لباس‌هایی شبیه به لباس‌های مردانه می‌پوشند، زنی در پوشش یک مرد هستند، سالت به‌طور متقاعدکننده‌ای خود را یک مرد جا می‌زند و آن‌جا که لازم می‌بیند، هیچ ردی از زنانگی‌اش  را عیان نمی‌کند. وقتی اولین سرانجام موفق می‌شود به محل اِسکان رئیس‌جمهور راه پیدا کند، دوباره ظاهر و پوششش را تغییر می‌دهد و حالتی نیمه‌زنانه به خود می‌گیرد. این تغییر بدین منظور صورت گرفته که مخاطب بتواند پیش از عملی شدن نقشه نهایی سالت، نمودی حقیقی و زنانه از او را باز بیند و بدین طریق هم‌دلی‌اش با قهرمان زن فیلم دوباره پررنگ شود و اوج بگیرد. در صحنه‌های پایانی فیلم، اولین برخلاف وضعیت قهرمان‌های زن در صحنه‌های پایانی فیلم‌های اکشن، حالتی ضعیف و شکننده دارد. سالت در طول فیلم هیچ‌گاه تا این اندازه بی‌رمق و دارای ضعف انسانی و زنانه به نظر نرسیده است. تلاش‌های سالت برای ورود به اتاق رئیس‌جمهور بارها و بارها با شکست مواجه می‌شود. او حتی برای رسیدن به اتاق رئیس‌جمهور در تلاشی ناموفق از وینتر کمک می‌گیرد. سرانجام از فرط بیچارگی بیهوده به سمت شیشه ضدگلوله اتاق رئیس‌جمهور تیراندازی می‌کند. درنهایت هدف اصلی سالت، نجات دنیا، محقق می‌شود. هر چند او توسط نیروهای امنیتی دستگیر می‌شود و راهی زندان می‌شود. فراز و فرودهای غیرمنتظره این فیلم تا لحظه آخر ادامه می‌یابند و سالت با کمک یکی از همکاران قدیمی‌اش موفق می‌شود از هلی‌کوپتری که او را به سمت زندان می‌برد، بیرون بپرد و فرار کند.

سالت به‌عنوان یک فیلم اکشن چنان‌که باید، از ساختار روایی منسجمی برخوردار نیست. می‌توان مدعی شد که تنها عامل جذاب تماشای این فیلم برای مخاطبان، شور و شوقی است که هنر-صنعت سینما برای تماشاگران فیلم خلق کرده است. فقط و فقط حضور فوق ستاره‌ای همچون آنجلینا جولی در فیلم باعث آن شده که شخصیت زن، به رغم انگیزه‌های دَرهم و هویت چندپاره‌ای که دارد، در نقطه ثقل حسی فیلم قرار بگیرد. من چنین می‌پندارم که شخصیت سالت بر اساس نقش لارا کرفت در فیلم مهاجم مقبره (که نقش آن را هم آنجلینا جولی بازی کرده) خلق و پرداخت شده است. به گمان من شخصیت لارا کرفت حتی بر نقش‌آفرینی جولی برای بازی در نقش خانم اسمیت در فیلم آقا و خانم اسمیت (داگ لیمان/۲۰۰۵) نیز تأثیر گذاشته است. منتقدان نظر یکسانی در مورد ارتباط آنجلینا جولی و لارا کرفت ندارند. برخی بر این باورند که لارا کرفت شمایلی مترقی از یک قهرمان زن دلرباست که، طبق نظر مارک ادی، می‌تواند به قدرتمندی قهرمان زن بُعد و جذابیتی ویژه ببخشد. بعضی دیگر از منتقدان مطالعات زنان لارا کرفت را شخصیتی جعلی و مبتذل می‌دانند که اَعمال قهرمانانه‌اش فقط به منظور دلربایی از مخاطبان مرد و باب طبع و میل آن‌ها پرداخت شده است.

به نظر من آنجلینا جولی برای خلق شخصیت سالت از ویژگی‌های جذاب و دلربای شخصیت لارا کرفت الهام گرفته و اِولین سالت را به قهرمانی بدل کرده که قدرتمند و درعین حال جذاب و توجه‌برانگیز است. زیبایی سالت در کنار قدرت و توانایی‌های خارق‌العاده‌اش، مخاطب را تا پایان فیلم با او همراه می‌کند. درواقع سالت، قهرمان زنِ جذاب و زیبا را از عالم خیال و توهم خارج کرده و در عالم واقع به او تجسم بخشیده است. جولی به گونه‌ای به شخصیت سالت جان بخشیده که اَعمال خشونت‌آمیزش فقط از نظر بصری برانگیزاننده نباشد و با کمک این تدبیر تلاش کرده زوایای واقع‌گرایانه شخصیت سالت را نیز برجسته کند.

مضمون هویت جنسیتی در فیلم سالت بیان‌گر مسئله‌ای بغرنجِ پیش روی مطالعات زنان است. به همین دلیل منتقدان، خبرنگاران و مخاطبانِ این فیلم، یا سالت را نمونه‌ای از یک قهرمان زن قدرتمند و باورپذیر می‌دانند، یا درمجموع جذابیت و اصالتی برای شخصیت او قائل نیستند. طرفداران شخصیت اولین بر این باورند که آنجلینا جولی، و نیز فیلمنامه‌نویس و کارگردان فیلم موفق شده‌اند قهرمان زن این فیلم را از ویژگی‌ها و توانایی‌های قهرمان‌های مرد در فیلم‌های اکشن برخوردار کنند. این ویژگی در مقایسه با دیگر آثار مشابه در سینمای‌ هالیوود، از زیبایی‌شناختی واقع‌گرایانه‌ای برخوردار است. مخالفانِ سرسخت شخصیت سالت، همچون استلا برازی، معتقدند که با خلق قهرمان‌های زنی که به قهرمان‌های مرد مرسوم و سنتی شباهت دارند، سینمای‌ هالیوود تلاش می‌کند با استفاده از جذابیت‌های جنسی و  کلنجار رفتن با درون‌مایه‌های جنسیتی مخاطبان خود را افزایش دهد و بهره اقتصادی‌اش را افزون کند. آلیسون بَچدل، کارتونیست مشهور، با طنز و طعنه این واقعیت را خاطرنشان کرده است. بچدل مدعی است که به‌سختی می‌توان در سینمای اکشن‌ هالیوود فیلمی پیدا کرد که در آن: ۱. شخصیت‌های زن از نظر شخصیت‌پردازی دارای عمق و انسجام باشند. ۲. با هم گفت‌وگو کنند و موضوع گفت‌وگویشان درباره مردها نباشد.

مارک اُدی معتقد است که خلق قهرمان زن قدرتمند فقط به منظور اغواگری نزد مخاطبان مرد در سینمای معاصر ‌هالیوود رونق گرفته است. در مورد اولین سالت، پرسش این است که قدرت و مهارت‌های خارق‌العاده او، باعث جذب مخاطبان می‌شود، یا انتخاب ابَرستاره‌ای همچون آنجلینا جولی، ماجرای فیلم را برای مخاطبان زن چنین هیجان‌انگیز و به‌یادماندنی کرده است. باربارا میلر خاطرنشان کرده که در فیلم‌های اکشن اغلب داستان بر اساس اتفاقات واقعی ساخته نمی‌شود و خیال‌پردازی‌های بی‌حدوحصر تهیه‌کنندگان فقط در جهت خلق خشونت سینمایی به کار گرفته می‌شود. سؤال دیگر در مورد فیلم سالت آن است که آیا قهرمان زن در این فیلم توانسته فرضیات فرهنگی و سینمایی مرسوم در مورد خلق‌وخو و کنش و واکنش‌های قهرمان زن در فیلم‌های اکشن را تغییر دهد، یا نه. شاید نباید از فیلم‌هایی که قرار است آخر هفته‌ای شاد و هیجان‌انگیز برای مخاطبانِ اغلب نوجوان بیافرینند، انتظار چندانی داشت. شاید سالت شمایل قهرمان زنی است که آن‌قدر جذاب و خواستنی است که مخاطبان زنِ فیلم دوست دارند مثل او باشند؛ زنی که حتی کم‌اهمیت‌ترین کُنش‌هایش معجونی از قدرت و زیبایی را پیشِ چشم تماشاگر تصویر می‌کند.

 

منبع: www.bournemouth.ac.uk

SuperUser Account امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.